خلاصه داستان: در اسپانیای سال ۱۹۴۶، پسری از چنگال یک ارباب بیرحم فرار کرده و راهی بیابانهای سوزان و بیرحم میشود. او در این مسیر دشوار با چوپانی تنها آشنا میشود که با وجود خطرات فراوان، پناهگاه او در برابر تعقیبکنندگان میشود. حالا این دو باید برای بقا و آزادی، در برابر خشونت و مرگ مبارزه کنند.