خلاصه داستان: در پیتسبورگِ قرن نوزدهم، مری، خدمتکار ایرلندی، دل به پل، پسر صاحب کارخانهٔ فولاد میبازد؛ اما اختلاف طبقاتی و مخالفت دو خانواده عشقشان را دشوار میکند. با آغاز اعتصاب کارگران، مری میان وفاداری به خانوادهاش و عشقش گرفتار میشود.
خلاصه داستان: در کارخانهای تولیدکنندگان لباس خواب برای افزایش دستمزد اعتصاب میکنند و سرپرست تازهوارد، سید، دلباختهی بیب، رهبر کمیتهی کارگری میشود. عشق آنها میان کشمکشهای کارخانه و اختلافهای دو سوی اعتصاب، راهی پرماجرا پیش میگیرد.
خلاصه داستان: استنلی، جوانی سادهدل و اشرافزاده، برای کار به کارخانه مهماتسازی عمویش میرود و ناخواسته میان کارفرمایان سودجو و اتحادیهای پرتنش گرفتار میشود. کشمکشهای بامزه و اعتصابها، طنزی تند درباره منفعتطلبی و مناسبات کار و سرمایه میسازند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ در بروکلین و همزمان با اعتصاب بزرگ کارگران، داستان زندگی چند فرد حاشیهنشین از جمله یک رهبر اتحادیه و زنی جوان به هم گره میخورد. آنها در بستر فقر، تبعیض و تاریکیهای جامعه برای بقا و هویت خود دست به مبارزهای دردناک میزنند.
خلاصه داستان: در پاتاگونیا، کارگران کشاورزی برای دستمزد بهتر و شرایط کاری انسانیتر دست به اعتصاب میزنند؛ اما دخالت ارتش، مبارزهشان را به رویارویی خونین با صاحبان زمین و قدرت بدل میکند.