خلاصه داستان: سامانتا پس از یک رابطه در یک مهمانی، به بیماری ناشناخته و هولناکی مبتلا میشود که به آرامی بدن او را تجزیه کرده و او را به موجودی زامبیمانند تبدیل میکند. او در حالی که با تغییرات وحشتناک جسمیاش دستوپنجه نرم میکند، باید با این کابوس زنده روبرو شود.
خلاصه داستان: رز و همسرش در خانهای دورافتاده در جنگل زندگی آرامی دارند، تا اینکه رز به یک بیماری عجیب و خونآشامگونه مبتلا میشود. با ورود یک غریبه مرموز به پناهگاهشان، عشق و وفاداری آنها در میان وحشت و خشونت به چالش کشیده میشود.