خلاصه داستان: سیلویا، دانشمند شاغل در آزمایشگاهی شیمیایی در رم، با بازگشت خاطرات تلخ کودکی و دیدن مادرِ درگذشتهاش، کمکم مرز میان واقعیت و خیال را گم میکند. در حالی که اطرافیانش رفتاری مرموز دارند، او میکوشد بفهمد قربانی توطئهای شوم است یا اسیر ذهن آشفتهٔ خویش.