خلاصه داستان: در دهه ۱۸۸۰، یک کاپیتان دانمارکی به نام گونار دینسن در بیابانهای بیرحم پاتاگونیای آرژانتین به دنبال دختر نوجوانش میگردد که با سربازی جوان فرار کرده است. این جستجوی جانفرسا، او را به مرزهای وهمآلود زمان و واقعیت میکشاند؛ جایی که سرزمین افسانهای «جاوژا» چیزی جز یک توهم گمشده نیست.