خلاصه داستان: در دوبلینِ سال ۱۹۰۴، لئوپولد بلوم و استیون ددالوس در گذر یک روز پرماجرا با تنهایی، خاطرات و جستوجوی پیوند انسانی روبهرو میشوند؛ روایتی شهری و خیالانگیز از زندگی روزمره و آشفتگیهای درونی.
خلاصه داستان: نوا، زنی جوان در نیویورک، میان خاطرات کودکی و خیالهایش پناه میگیرد و در جستوجوی مکانی امن، با دو مرد متفاوت وارد رابطه میشود؛ اما هیچکدام نمیتوانند خلأهای درونیاش را پر کنند.