خلاصه داستان: پنج سال پس از فاجعه کشتار در کمپ کریستال لیک، گروه جدیدی از مربیان جوان در همسایگی این منطقه مستقر میشوند. آنها با نادیده گرفتن هشدارهای اهالی، هدف انتقامجویی خونین و بیرحمانه قاتلی ناشناس به نام جیسون ووریز قرار میگیرند.
خلاصه داستان: پس از زنده شدن مجدد قاتل نقابدار، جیسون وورهیز، او جان گروهی از نوجوانان را در نزدیکی دریاچه کریستال به خطر میاندازد. اکنون تریش و برادر کوچکترش تامی تنها کسانی هستند که باید برای بقا بجنگند و جلوی این کابوس مرگبار را بگیرند.