خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ دوم چین و ژاپن در سال ۱۹۴۲، قحطی ویرانگری استان هنان را فرا میگیرد. ارباب فن پس از نابودی خانهاش توسط راهزنان، همراه با خانوادهاش آواره میشود و در این مسیر هولناک، برای بقا ناچار به تحمل بمباران، غارت و فداکاریهای دردناکی میگردد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۰ و در بحبوحه جنگ با ژاپن، گروهی از کارگران انقلابی مامور میشوند تا از فرزندان رهبران انقلاب در مهدکودکی در یانان محافظت کنند. آنها در این مسیر دشوار با چالشهای بزرگی چون بیماریهای همهگیر، بمبارانهای دشمن و حملات نیروهای کومینتانگ روبرو میشوند تا این کودکان را به سلامت به پکن برسانند.