خلاصه داستان: جورج، مردی خیالپرداز و دچار خودبیمارانگاری، پس از شنیدن گفتوگوی پزشکش گمان میکند بهزودی میمیرد. او برای آینده همسرش نقشه میکشد و میکوشد شوهر مناسبی برای او پیدا کند؛ اما سوءتفاهمهای پیدرپی، زندگی زناشوییشان را به ماجرایی خندهدار بدل میکند.