خلاصه داستان: نجیبزادهای خیالپرداز که شیفتهٔ داستانهای پهلوانی است، خود را دون کیشوت مینامد و همراه ملازم سادهدلش، سانچو پانزا، به جستوجوی ماجراجویی و عدالت میرود؛ اما خیالهای قهرمانانهاش بارها با واقعیت برخورد میکنند.
خلاصه داستان: پس از فروپاشی ازدواجش، پل با مصرف داروهای روانگردان راهی سفری درونی و وهمآلود میشود؛ تجربهای رنگارنگ و آشفته که مرز واقعیت و خیال را درهم میریزد.
خلاصه داستان: نوا، زنی جوان در نیویورک، میان خاطرات کودکی و خیالهایش پناه میگیرد و در جستوجوی مکانی امن، با دو مرد متفاوت وارد رابطه میشود؛ اما هیچکدام نمیتوانند خلأهای درونیاش را پر کنند.