خلاصه داستان: سام تاکر، کارگر پنبهچین تگزاسی، برای ساختن آیندهای بهتر، همراه خانوادهاش مزرعهای فرسوده را به دست میگیرد؛ اما بیماری، آبوهوای سخت و همسایهای بدخواه، امیدشان را پیوسته میآزماید.
خلاصه داستان: داستان دو برادر به نامهای فتاح و رجویر در روستایی که سالها تحت سلطه رهبری فاسد اداره میشود. فتاح برای نجات مردم جامعهاش تصمیم میگیرد نامزد مقام «سرپنج» شود و با شجاعت تمام در برابر تمام مخالفتها و فساد موجود برای ایجاد تغییرات بزرگ به مبارزه برمیخیزد.
خلاصه داستان: جیواراتنام، رئیس شورای روستا، مأمور برگزاری مراسم عروسی دختر همسایهاش میشود، اما مرگ ناگهانی پیرمرد همسایه در آستانه مراسم، آتش کینههای قدیمی دو خانواده را شعلهور میکند. او در تلاش برای مدیریت همزمان عروسی و خاکسپاری، با توطئههای سیاسی رقبایش روبهرو میشود تا اینکه فاش شدن حقیقتی جنجالی، همه معادلات را به هم میریزد.
خلاصه داستان: در تابستانی خشکسالیزده، کشاورز خودخواهی با بستن سرچشمه آب، همسایههایش را از آب محروم میکند و خشم روستا را برمیانگیزد. برادر جوانترش که میان وفاداری خانوادگی و عدالت گرفتار شده، با پیامدهای تلخ طمع و رقابت روبهرو میشود.