خلاصه داستان: لنا، زن جوانی با عطشی سیریناپذیر برای فهم زندگی، درگیر کنشگری اجتماعی و کاوش در روابط و هویت شخصیاش میشود. روایت تجربی فیلم، داستان او را با ماجرای ساخت خود فیلم درهم میآمیزد.
خلاصه داستان: مردی کمحرف در هتلی دلگیر بهعنوان پیشخدمت مشغول میشود و با آنا، پیشخدمت جوانی که گرفتار رابطهای ناخوشایند با همکار تندخویشان است، پیوندی محتاطانه پیدا میکند. میان دسیسهای نافرجام و امید به زندگی تازه، این آدمهای سرگردان با تنهایی و فرصتهایی که دیر از راه میرسند روبهرو میشوند.