خلاصه داستان: ژان، مردی فراری از زندان، در مزرعهٔ بیوهای تنها پناه و کار پیدا میکند و رابطهای پنهانی میان آن دو شکل میگیرد. اما ورود دختر جوان خانواده و دشمنی خویشاوندان بر سر زمین، این آرامش شکننده را به سوی پایانی تلخ میکشاند.
خلاصه داستان: دانیله، استاد شعر و قماربازی سرگشته، در مدرسهای در ریمینی دلباختهٔ وانینا، شاگرد جوانش میشود؛ عشقی پرشور که در میان روابط آشفته و گذشتههای تلخ، زندگی هر دو را به سوی سرنوشتی دردناک میکشاند.
خلاصه داستان: امانوئل پس از سفر به هنگکنگ دوباره به همسرش ژان میپیوندد و در فضای آزاد و بیقیدوبند زندگی مشترکشان، تجربهها و رابطههای تازهای را کشف میکند؛ سفری حسی که مرزهای عشق و آزادی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: دایزی میلر، زن جوان و سرزندهای از آمریکا، در سفر به اروپا با رفتار آزادمنشانهاش توجه و قضاوت محافل اشرافی را برمیانگیزد. فردریک وینتربورن دلبستهٔ اوست، اما میان احساساتش و پایبندی به آدابورسوم مردد میماند؛ تردیدی که پیامدهایی تلخ به بار میآورد.
خلاصه داستان: در جامعه اشرافی روسیه، آنا کارنینا در سفری با افسر جذاب، کنت ورونسکی، آشنا میشود و دل به او میبازد. رابطه پنهانیشان با آشکار شدن خیانت، زندگی زناشویی و جایگاه اجتماعی آنا را به بحرانی دردناک میکشاند.
خلاصه داستان: لیبی همراه همسر استادش به روستایی در تنسی نقل مکان میکند و در دل طبیعت با ویل، همسایهای سادهدل و کشاورز، آشنا میشود. میان آن دو عشقی ممنوعه شکل میگیرد؛ اما بازگشت خانواده و حادثهای تلخ، آینده این رابطه را در هالهای از تردید فرو میبرد.