خلاصه داستان: پنج کارگر بیکار پاریسی در قرعهکشی بختآزمایی برنده میشوند و با پولشان کافهای کنار رودخانه میسازند؛ اما حسادت، عشق و دشواریهای زندگی، دوستی و رؤیای مشترکشان را به آزمون میگذارد.
خلاصه داستان: در مدرسهای شبانهروزی و سختگیرانه، ژرژ و الکساندر پیوندی عمیق و پنهانی میسازند؛ اما وقتی ناظران مدرسه میکوشند آنها را از هم جدا کنند، دوستیشان با پیامدهایی تلخ روبهرو میشود.
خلاصه داستان: در پاریسِ پیش از جنگ جهانی اول، زنجیرهای از دلدادگیها و خیانتها سرباز، خدمتکار، همسران و هنرمندان را به هم پیوند میدهد؛ هر رابطهای آغازگر رابطهای تازه است تا چرخهٔ عشق و هوس کامل شود.
خلاصه داستان: سیمون لئوتار، تاجر میانسالی است که پس از خودکشی شریکش، شرکت خود را در آستانه ورشکستگی میبیند. او برای نجات از این بحران مالی و مقابله با رقیب فاسدش، با زنی به نام مادو همراه میشود تا اسنادی افشاگرانه به دست آورد؛ تصمیمی که او را وارد بازیهای پیچیده قدرت و روابط انسانی میکند.
خلاصه داستان: دختر جوان و زیبایی در طول تعطیلات تابستانی خود در سواحل سنتتروپز، وارد بازیهای خطرناک اغواگری و دستکاری احساسی میشود. او برای جلب توجه مردی که با مادرش در ارتباط است، روابط پیچیدهای را آغاز میکند که بهتدریج به سوی حسادت، انتقام و فاجعهای غیرمنتظره کشیده میشود.
خلاصه داستان: ماری، دختری نوجوان و ناامید، با عشق به مردی جذاب زندگیاش را رها میکند، اما به زودی متوجه میشود معشوقش او را وارد دنیای تاریک استثمار کرده است. اکنون او باید در میان خشونت و انحطاط، برای رهایی و بازیافتن هویت خویش تلاش کند.
خلاصه داستان: این درام جذاب فرانسوی داستان جولیِت، دختر ۱۵ سالهای را روایت میکند که دلباخته پدر دوستپسرش میشود. با شکلگیری احساسات متقابل میان او و این مرد بزرگسال، رابطهای بسیار پیچیده و پرچالش میان عواطف نوجوانی و دنیای بزرگسالان آغاز میشود.
خلاصه داستان: ماری-جین، مادری چهلساله، مجذوب جولین، پسر ۱۴ سالهای معتاد به بازیهای ویدیویی میشود و علاقهای ممنوعه میان آنها شکل میگیرد. این رابطه جنجالی با فاش شدنش، خانواده ماری-جین را وارد بحرانهای شدید عاطفی و حقوقی میکند.
خلاصه داستان: سلیّن، دختر ۲۲ سالهای که پس از از دست دادن تمام دارایی و خانوادهاش در آستانه خودکشی قرار دارد، توسط پرستاری نجات یافته و به زندگی بازمیگردد. اما او به تدریج قدرتهای ماوراءالطبیعه و معجزهآسایی پیدا میکند که شهرت او را به عنوان یک قدیسه افزایش داده و سرنوشتش را کاملاً تغییر میدهد.
خلاصه داستان: بتی زنی جوان و خودویرانگر است که در خیابانها و بارهای پاریس سرگردان شده است. آشنایی غیرمنتظره او با زنی مهربان به نام لوری، فرصتی برایش فراهم میکند تا داستان ازدواج ناموفق، جدایی از فرزندان و اسرار تاریک سقوطش را بازگو کند.