خلاصه داستان: ژنرال بیرحمی برای مهار شورشیان، دختر زیرک و پولدوستِ استاد اعظم را به ازدواجی اجباری میکشاند. این زوج که هرکدام رازهایی پنهان دارند، میان دسیسههای دربار و نبردهای مرگبار از بیاعتمادی به عشقی استوار میرسند.
خلاصه داستان: پس از بازگشت شاهزاده سالومه به جلیل، عشق او به فرماندهای رومی و رویاروییاش با یحیای پیامبر، او را میان دسیسههای مادرش و دربار هیرود گرفتار میکند. رقصی سرنوشتساز، خواستهای خونین را رقم میزند و مسیر زندگی سالومه را دگرگون میسازد.