خلاصه داستان: «یون تهسو»، راننده مترویی واقعگرا، پس از سالها بهطور غیرمنتظرهای با عشق اولش «مو اونآ»، مدیر پرشور یک مهمانخانه سنتی، روبهرو میشود. این دیدار ناگهانی، خاطرات جوانی، رویاهای فراموششده و شکستهای گذشته را زنده کرده و مسیر زندگی هر دو را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: پلایفون، مددکار اجتماعی دلسوز، سرپرستی پسربچهای فراری به نام میوین را برعهده میگیرد، اما از ترس وابستگی زیاد او را رها میکند. هفت سال بعد، میوین که اکنون یک وکیل موفق شده است، دوباره در مسیر زندگی پلایفون قرار میگیرد تا با گذشته تاریک خود روبرو شوند و پیوندی دوباره برقرار کنند.