خلاصه داستان: با ناپدیدشدن پدر و کوچ اجباری خانواده به یورکشایر، بابْی و خواهر و برادرش در کنار ایستگاه راهآهن ماجراهای تازهای را تجربه میکنند. دوستی با مسافری مهربان و تلاش برای کشف راز پدر، روزهای دشوارشان را به قصهای از امید و مهربانی بدل میکند.