خلاصه داستان: بیوهای جوان برای آغاز زندگی تازه به کلبهای ساحلی نقل مکان میکند؛ اما خانه را روح ناخدای تندخو و کاریزماتیکش تسخیر کرده است. میان آن دو پیوندی نامعمول شکل میگیرد که با نوشتن خاطرات ناخدا و ورود خواستگاری تازه، رنگی عاشقانه و خیالانگیز مییابد.