خلاصه داستان: در غربِ خشنِ اواخر قرن نوزدهم، زَندیِ دامدار برای کمک در مزرعه همسری سفارشی میآورد؛ اما هانا، زنی مستقل و سرسخت، حاضر نیست دارایی او باشد. میان دشواریهای زندگی مرزی و کشمکشهای زناشویی، این دو غریبه کمکم احترام و پیوندی تازه میسازند.