خلاصه داستان: یک زن و مرد مسن در دامنههای دورافتاده و بیانتهای کوههای آند، پس از مهاجرت تنها پسرشان، همچنان به آیینها و سنتهای کهن خود وفادار میمانند. آنها در میان تنهایی و سختیهای طبیعت، با امیدی جاودانه در انتظار بازگشت فرزند خود چشم به راه مینشینند.
خلاصه داستان: در آستانه آخرین مراسم سنتی ذبح خوک، کارل و خانوادهاش گرد هم میآیند؛ اما رازها، دلخوریها و بحرانهای پنهان هر یک از اعضا، روزی پر از خشم، طنز تلخ و آشوب را رقم میزند که پیوندهای خانوادگی آنها را تا مرز فروپاشی پیش میبرد.