خلاصه داستان: پس از متهم شدن بیگناه پدربزرگش و فروپاشی خانواده، شن جالان با تغییر هویت به عنوان خدمتکار وارد خانه نامزد سابقش میشود. او با تکیه بر هوش و مهربانی خود، در میان توطئههای سیاسی راهش را باز کرده و دل نامزدش را دوباره به دست میآورد. جالان در نهایت بیگناهی خانوادهاش را اثبات کرده و کنترل سرنوشتش را به دست میگیرد.
خلاصه داستان: بکی شارب، دختری فقیر اما جاهطلب است که در دوران جنگهای ناپلئونی، با تکیه بر زیبایی و هوش خود به طبقات بالای جامعه انگلستان نفوذ میکند. او برای کسب ثروت و موقعیت اجتماعی دست به هر فریبکاری میزند، اما طمع بیپایانش در نهایت او را به سقوط و تنهایی میکشاند.