خلاصه داستان: پائولو، پیانیست یک کلوپ شبانه، با زنی زیبا به نام فرانچسکا آشنا شده و رابطهای پرشور و وسواسگونه را در کلبهای ساحلی آغاز میکند. اما این اشتیاق شدید بهتدریج به جنونی تاریک و میل به تملک مطلق تبدیل میشود که مرزهای میان عشق، شهوت و نابودی را از بین میبرد.
خلاصه داستان: دجونا، خونآشام زیبایی که تلاش میکند زندگی آرامی داشته باشد، عاشق یک نویسنده انسان شده و او را به دنیای خود وارد میکند. اما با ورود ناگهانی خواهر بیپروا و خونخوارش، رابطه عاشقانه آنها و امنیت کل جامعه خونآشامها به شدت به خطر میافتد.