خلاصه داستان: این سریال داستان گروهی از دانشآموزان را در دوران پرفراز و نشیب جوانی روایت میکند که با خندهها و اشکهای این دوران مواجه میشوند. ماجرا زمانی پیچیده میشود که یک دختر زیبا با صدایی آرام بهاشتباه پسر فرض شده و دو همکلاسیاش عاشق او میشوند؛ سفری شیرین و خاطرهانگیز از عشق نخستین، دوستی و کشف هویت.
خلاصه داستان: تابستان ۱۹۴۲، هِرمیِ نوجوان در جزیرهای ساحلی دلباخته دوروتی میشود؛ تازهعروسی که همسرش برای جنگ جهانی دوم اعزام شده است. در روزهایی آمیخته به دوستی، دلتنگی و اندوه، هِرمی نخستین تجربههای عشق و بزرگشدن را پشت سر میگذارد.
خلاصه داستان: در اردوگاهی تابستانی، میتیا دلباختهٔ همکلاسیاش میشود و بیخبر از علاقهٔ سونیا به خودش میماند. اجرای نمایشی از لرمانتف، احساسات نوجوانان را به صحنهای از عشق نخستین، حسادت و اعترافهای ناگهانی بدل میکند.
خلاصه داستان: جرمی، نوجوانی خجالتی و نوازندهٔ ویولنسل در نیویورک، دلباختهٔ سوزان، دانشآموز تازهوارد و علاقهمند به باله میشود. عشق نخستینشان در روزهای کوتاه و شیرین شکوفا میشود، اما تصمیم ناگهانی پدر سوزان برای رفتن، آنها را با وداعی تلخ روبهرو میکند.
خلاصه داستان: لوئیس پس از مرگ مادرش به سگوویا بازمیگردد تا او را در آرامگاه خانوادگی دفن کند؛ خانهی قدیمی، خاطرات کودکیاش از روزگار جنگ داخلی اسپانیا را زنده میکند. دیدار دوباره با دخترعمویش آنجلیکا، عشق نخستین و گذشتهای تلخ را پیش چشم او میآورد.