خلاصه داستان: در آستانه یورش ناپلئون به روسیه، سرنوشت آندری، ناتاشا و پیر در میان عشق، فقدان و آشوب جنگ به هم گره میخورد. حماسهای پرشکوه از زندگی و دگرگونی انسانها در برابر نبردهای تاریخی.
خلاصه داستان: سلن زنی با توانایی دیدن آینده در خواب، با مردی به نام کمال آشنا میشود که در رؤیاهایش هم نجاتدهنده و هم عامل مرگ اوست. او اکنون در دوراهی عشق و تردید، تنها ۱۹۸ روز فرصت دارد تا میان سرنوشت محتوم و زمان حال، دست به انتخابی سرنوشتساز بزند.