خلاصه داستان: پس از فرود اضطراری هواپیمایش در سیبری، نیکلای، بالرین روسیِ گریخته به غرب، به شوروی بازگردانده میشود. او با کمک ریموند، رقصندهای آمریکایی که از سوی دیگر پناهنده شده، و عشق قدیمیاش برای فرار و رسیدن به آزادی نقشه میکشد.
خلاصه داستان: پولینِ یازدهساله که خانوادهاش او را رها کردهاند، در پرورشگاهی دولتی با خشونت و بدرفتاری روبهرو میشود. او میگریزد و به زادگاهش بازمیگردد، اما آزادی در خیابانها نیز بهایی تلخ دارد.