خلاصه داستان: جرج کالدول در طول سفر با قطار «سیلور استریک» دلباخته زنی به نام هلی میشود، اما با مشاهده ناگهانی یک قتل، همهچیز به آشوب کشیده میشود. او برای نجات هلی و برملاسازی حقیقت، مجبور میشود با یک دزد جالب همراه شده و از دست پلیس و آدمکشها فرار کند.