خلاصه داستان: در نیویورک دوران ممنوعیت الکل، دوروتی پارکر نویسندهی تیززبان و عضو محفل ادبی هتل الگونکین، در میان روابط پرآشوب و طنز تلخ خود بهدنبال معنا و عشق میگردد. در حالی که دوستی افلاطونی او با رابرت بنچلی تنها پناهگاهش است، ازدواجهای ناکام و اعتیاد به الکل، روح او را در پشت خندهها و جملات مشهورش بهتدریج به انزوا و فروپاشی میکشاند.