خلاصه داستان: وقتی آسایشگاه جودی در آستانه تعطیلی است، یک دامپزشکِ شوخطبع که خود را پزشک جا زده، همراه با تونی و استافی نقشهای برای نجات آن میکشد. امیدشان به اسبی عجیبوغریب است که شاید با پیروزی در مسابقه، آسایشگاه را از چنگال بانکدار شرور نجات دهد.