خلاصه داستان: کیت، یک مراقب خانگی و الکلی در حال بهبودی، با بیمار جوان و فلج خود، لورا، وارد رابطهای عاطفی میشود. اما زمانی که کیت برای نجات یک گربه بیمار از پول لورا سوءاستفاده میکند، اعتماد میان آنها فرو ریخته و زندگیاش بار دیگر در آستانه فروپاشی قرار میگیرد؛ داستانی تاثیرگذار از عشق، گناه و تلاش برای رستگاری.
خلاصه داستان: سیمون، جوانی ۲۱ ساله، با تظاهر به معلولیت به گروهی از جوانان معلول در کوهستان میپیوندد و پیوندی عمیق با آنها برقرار میکند. اما زندگی او زمانی پیچیده و چالشبرانگیز میشود که دختری به نام کولو عاشق او شده و رابطهای عاطفی میان آنها شکل میگیرد.