خلاصه داستان: دو دوست دوران کودکی، دویداس و پارو، عاشق یکدیگر میشوند؛ اما مخالفت خانوادهها آنها را از هم جدا میکند. دویداس در حسرت عشق ازدسترفته به تباهی پناه میبرد و چاندرا موخی، زنی مهربان، میکوشد او را از سقوط نجات دهد.
خلاصه داستان: هو و میدو پس از ده سال رابطه، با تردیدهایی درباره عشق و آیندهشان روبهرو میشوند. وقتی میدو با احساسی تازه آشنا میشود و هو تصمیمی جسورانه میگیرد، هر دو باید بفهمند ماندن کنار هم انتخابی از سر عشق است یا عادت.