خلاصه داستان: ماریو پس از بیکاری در آلمان، به گروه توتونو میپیوندد؛ گروهی که با فروش پارچههای تقلبی روزگار میگذراند. اما رقابت با باندی رقیب و دلباختگی ماریو به پائولا، نقشههایشان را به مسیری پرتنش و پیشبینیناپذیر میکشاند.
خلاصه داستان: مارتین اسکورسیزی پشت میز شام با پدر و مادرش به گفتوگویی صمیمی مینشیند؛ آنها از ریشههای سیسیلی، مهاجرت به نیویورک و فراز و نشیبهای زندگی خانوادگی میگویند. میان خاطرهها و شوخیهایشان، مادر اسکورسیزی راز کوفتههای خانگیاش را هم آشکار میکند.