خلاصه داستان: کنتس ایرینا کارلشتاین، زنی گنگ و گرفتار نفرین خونآشامی، با افسونکردن دلدادگانش نیروی حیاتشان را میرباید و آنان را به کام مرگ میکشاند. با افزایش قربانیان در جزیرهٔ مادیرا، پزشکی و روزنامهنگاری در پی کشف راز قتلها برمیآیند.
خلاصه داستان: در ادامه داستان، خانواده اوونز همچنان با نفرین دیرینهای دستپنجه نرم میکند که جان مردان عاشق این خانواده را به خطر میاندازد. با به کما رفتن یکی از نزدیکان، اعضای خانواده مجبور میشوند برای شکستن این طلسم کهن به انگلستان سفر کرده و با نیروهای شرور روبهرو شوند تا برای همیشه از این تاریکی رهایی یابند.