خلاصه داستان: در کارناوال پرشور اسپانیا، آنتونیوِ جوان دلباختهٔ کونچا، زنی افسونگر میشود؛ بیخبر از آنکه دوستش، کاپیتان پاسکوال، پیشتر در دام عشق او گرفتار شده است. هشدارهای کاپیتان نمیتواند آنتونیو را نجات دهد و رقابت عشقی، دوستی آنها را به سوی رویاروییای تلخ میکشاند.