خلاصه داستان: در شهری کوچک در جنوب آمریکا، داف، کارگر راهآهنی سیاهپوست و سربلند، با جوزی، آموزگاری مهربان ازدواج میکند؛ اما تبعیض نژادی و بیکاری، زندگی مشترکشان را زیر فشار میگذارد. داف برای حفظ کرامت و خانوادهاش باید میان سازش با بیعدالتی و ایستادگی در برابر آن تصمیم بگیرد.
خلاصه داستان: ایوان دنیسوویچ، زندانی بیگناه در اردوگاه کار اجباری شوروی، یک روز سرد و طاقتفرسا را با گرسنگی و کار سخت میگذراند؛ اما در دل رنجها میکوشد انسانیت و امیدش را حفظ کند.