خلاصه داستان: در انگلستان قرن نوزدهم، اسکار، کشیش جوانی که به قمار اعتیاد دارد، در مسیر سفر به استرالیا با لوئیسیندا، وارث ثروتمند یک کارخانه شیشهسازی آشنا میشود. این دو روح ماجراجو شرط عجیبی میبندند تا کلیسایی تماماً از شیشه ساخته و آن را به مقصد برسانند؛ سفری پرمخاطره که زندگی هر دو را دگرگون میکند.