خلاصه داستان: جیواراتنام، رئیس شورای روستا، مأمور برگزاری مراسم عروسی دختر همسایهاش میشود، اما مرگ ناگهانی پیرمرد همسایه در آستانه مراسم، آتش کینههای قدیمی دو خانواده را شعلهور میکند. او در تلاش برای مدیریت همزمان عروسی و خاکسپاری، با توطئههای سیاسی رقبایش روبهرو میشود تا اینکه فاش شدن حقیقتی جنجالی، همه معادلات را به هم میریزد.
خلاصه داستان: دختری امروزی به شکلی ناگهانی وارد دنیای یک رمان میشود و برای بقا، با پادشاهی که ده سال هویت واقعیاش را پنهان کرده متحد میشود. آنها در میان توطئههای سیاسی و دشمنان بیرحم، باید با پیشگویی شومی مقابله کنند که میگوید تنها یکی از آن دو زنده خواهد ماند تا دنیای جدید را ببیند.