خلاصه داستان: در شب کریسمس و در جریان آخرین شیفت کاری یک پیشخدمت به نام آشلی، مواجهه با یک مشتری به شدت بدقلق به نام «کارن» به یک حمام خون تمامعیار تبدیل میشود. این کمدی-وحشت جذاب و خونین، تقابل جنونآمیز و طنزآلود کارکنان یک رستوران خانوادگی را با مشتریان آزاردهنده به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پس از بیداری از یک کمای عمیق، سلی متوجه میشود که دیگر قادر به دروغ گفتن نیست. دوستش کوستی تصمیم میگیرد از این ویژگی برای راهاندازی فصل جدید برنامه تلویزیونی "بیز هاوس" استفاده کند، اما با ورود یک قاتل سریالی خطرناک، این برنامه هیجانانگیز به یک کابوس وحشتناک تبدیل میشود.