خلاصه داستان: نیکولاس درست یک هفته پیش از مراسم ازدواج خود متوجه میشود پدر دختری ۷ ساله به نام لولو است که به ندرت او را دیده است. او تنها سه روز فرصت دارد تا پیش از انتقال لولو به بهزیستی، حضانت قانونی او را به دست آورد و در این راه همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا به کوههای آند میشود.
خلاصه داستان: یک زن حرفهای اهل ورشو که از سگها وحشت دارد، برای نجات موقعیت شغلیاش به کراکوف سفر میکند. او در این مسیر با یک مرد بیوه، پسر خردسالش و سگ بازیگوش آنها آشنا میشود و این ملاقات غیرمنتظره، عشق و تغییرات بزرگی را در زندگیاش رقم میزند.
خلاصه داستان: کنجی، یک مغازهدار غیرمذهبی در بمبئی، پس از نابودی مغازهاش در زلزله و عدم دریافت خسارت از بیمه، تصمیم عجیبی میگیرد و از «خدا» به دادگاه شکایت میکند. او در این مسیر جنجالی با کمک یک وکیل و مردی مرموز که در واقع خود خداست، به مبارزه با خرافات و سوءاستفاده از ایمان مردم میپردازد.
خلاصه داستان: دو برادر در محلههای پرهیاهوی جاکارتا با بحرانهای مالی و خانوادگی شدیدی روبرو میشوند. آنها برای نجات از این وضعیت اضطراری، وارد یک پروژه غیرمنتظره و چالشبرانگیز میشوند که زندگیشان را در مسیری پر از حادثه، کمدی و درام قرار میدهد.
خلاصه داستان: اریک برای جلوگیری از اخراج پسر دوستدخترش، به طور ناخوانده وارد جلسه اولیا و مربیان یک مهدکودک میشود؛ جلسهای که به سرعت به یک دادگاه غیررسمی و پر هرجومرج تبدیل میشود. او که ابتدا با انگیزهای خودخواهانه وارد شده، در این شب عجیب با چالشهای پدری مواجه شده و روابط والدین را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: دیگو و امیلیا زوجی موفق با زندگی منظم هستند که با پیشنهاد غیرمنتظره دوستانشان برای جابجایی شریک زندگی مواجه میشوند. امیلیا به این ایده علاقهمند میشود، اما این تصمیم فانتزی، روابط آنها را وارد چالشها و درگیریهای عاطفی پیچیده و کمدی میکند.
خلاصه داستان: دو زوج صمیمی که با وضع کردن ۱۰ قانون ساده، رابطهای باز را میان خود حفظ کردهاند، برای جشن نامزدی دوستانشان راهی سفر میشوند. اما تلاش آنها برای آزمایش این قوانین در طول سفر، منجر به ایجاد مثلثهای عشقی پیچیده و آشوبی بزرگ و خندهدار میشود.
خلاصه داستان: در اسپانیای سال ۱۹۷۳، یک زوج جوان برای رهایی از بحران مالی، پیشنهاد ساخت فیلمهای آماتور بزرگسالان برای صادرات به کشورهای اسکاندیناوی را میپذیرند. اما با ورود به این کار، زن به شکلی غیرمنتظره به یک ستاره تبدیل میشود و شوهرش نیز به تدریج به فیلمسازی جدی علاقهمند میگردد.
خلاصه داستان: «رفقی» مردی سادهلوح و دستوپا چلفتی است که به طور تصادفی درگیر ماجراهای یک گروه مافیایی خطرناک میشود. او در این میان نه تنها باید برای نجات جان خود تلاش کند، بلکه درگیر یک ماجرای عشقی غیرمنتظره و کمدی میشود که زندگیاش را کاملاً دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: یک مبلغ مذهبی تلویزیونی و فاسد پس از یک رابطه پنهانی، مجبور به همکاری با همسر آن زن میشود. او به تدریج تحت کنترل این زوج شیاد قرار میگیرد که قصد دارند کلیسا و درآمدهای کلان او را به تصاحب خود درآورند.