خلاصه داستان: پس از مرگ مادر و طرد شدن توسط نامادری، احمد و ایشمه ناچارند با پدربزرگ معلول خود در روستایی در آناتولی زندگی کنند. در حالی که سایه فرستاده شدن به پرورشگاه بر سر آنها سنگینی میکند، این خواهر و برادر با تکیه بر عشق و پیوند ناگسستنیشان، به امید آیندهای بهتر در آلمان سختیها را تحمل میکنند.