خلاصه داستان: گرینچ، موجودی سبزرنگ و بداخلاق که از کریسمس متنفر است، تصمیم میگیرد با دزدیدن هدایا و تزئینات، این جشن بزرگ را برای اهالی شهر «وویل» خراب کند. اما مهربانی دختر بچهای به نام سیندی لو هو و روح واقعی کریسمس، قلب سنگی او را دگرگون میسازد.