خلاصه داستان: در ژاپن در سال ۲۰۰۵، یک مرد مسن به نام ساکایدو که مدیر یک شرکت بزرگ مواد غذایی است، تصمیم میگیرد تا کنترل شرکت را به سه دخترش منتقل کند. او بر اساس میزان علاقه آنها به او سه کسبوکار جداگانه به آنها میدهد. سوتورو، بزرگترین دختر و مدیرعامل شرکت، به همراه شوهرش که رئیسجمهور سابق ژاپن است، شرکت را تحت کنترل درمیآورند. اما دو دختر دیگر که به نظر سادهلوح میرسند، به زودی طمع خود را در مورد ثروت و قدرت نشان میدهند. ساکایدو که از خیانت خانوادگیاش آگاه میشود، به حال خود رها میشود و در حالی که جنگ داخلی در ژاپن آغاز میشود، سرگردان در خیابانها پرسه میزند.
خلاصه داستان: در سال 1970، در زمانی که جنگ ویتنام در اوج خود بود، یک گروه از سربازان آمریکایی در یک ماموریت خطرناک در جنگلهای ویتنام گیر میافتند. آنها با مواجه شدن با دشمنان ناشناخته و تهدیدهای طبیعی، مجبور میشوند با ترس و اضطراب مواجه شوند. در این بین، یکی از سربازان، «جک»، با تجربههای عجیب و غیرقابل توضیح روبرو میشود که باعث میشود واقعیت و خیال برایش مبهم شود. او مجبور میشود با ترسهای درونی خود مقابله کند تا بتواند زنده بماند و به خانوادهاش بازگردد.
خلاصه داستان: یک موزیکدان جوان به نام رن مککورمیک به شهر کوچک بومونت منتقل میشود که در آن رقص و موسیقی پاپ ممنوع هستند. او با دختر کشیش محلی، آریل مور، آشنا میشود و با کمک او تلاش میکند تا ممنوعیت رقص را به چالش بکشد و جوانان شهر را به آزادی بازگرداند.
خلاصه داستان: در این مستنداری، ما به دنیای جنبش "دعا برای درمان" میپردازیم که ادعا میکند همجنسگرایی را میتوان با دعا و رویکرد مذهبی درمان کرد. فیلم به شهادت کسانی میپردازد که زندگی خود را وقف این جنبش کردند و سپس از آن دست کشیدند، و نیز به داستان کسانی که همچنان در این جنبش فعال هستند. این سفر عاطفی و آگاهیبخش به مخاطب نشان میدهد که چگونه این باورها میتوانند زندگی افراد را نابود کنند و آسیبهای بلندمدتی به جامعه وارد کنند.
خلاصه داستان: در سال 2020، سه دوست جوان در سئول درگیر یک طرح سرقت بانکی میشوند تا از مشکلات مالی خود رهایی یابند. اما پس از موفقیت در سرقت، یک کشنده حرفهای به دنبال آنها میافتد و تعقیب سنگینی آغاز میشود. در حالی که آنها تلاش میکنند از دام این شکارچی فرار کنند، روابطشان آزمایش میشود و تصمیمات سختگیرانهای برای زنده ماندن میگیرند.
خلاصه داستان: تامی هولت، پسری ۱۵ ساله، با مادرش کارولین به سیاتل مهاجرت میکند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند. در آنجا، کارولین با داک اسمیت، مرد پرقدرتی و سختگیر، آشنا میشود و زود به ازدواج میپردازند. داک تلاش میکند تامی را به یک مرد واقعی تبدیل کند، اما روشهایش خشن و غیرقابل تحمل است. تامی برای فرار از این وضعیت، به دروغگویی و تقلب روی میآورد و تصمیم میگیرد با مادرش از خانه فرار کند.
خلاصه داستان: در سال 1987، یک سری قتل مرموز در شهر کوچکی رخ میدهد. پلیس به دنبال قاتلی است که جسد قربانیانش را به صورت عروسک در میآورد و آنها را در جاهای مختلف شهر قرار میدهد. یک کارآگاه جوان به نام آلکس با کمک یک روانشناس زن به نام سارا، تلاش میکند راز این قاتل شناختهشده به عنوان "The Puppetmaster" را کشف کند. هر چه بیشتر به عمق موضوع پیش میروند، رابطه بین آلکس و سارا احساساتیتر میشود و آنها متوجه میشوند که قاتل ممکن است کسی باشد که آنها میشناسند.