خلاصه داستان: داستان تیمی از پلیسهای جسور که پس از یک عملیات مرگبار علیه کارتل بینالمللی مواد مخدر از هم میپاشند. اما دو سال بعد، با ظهور یک رئیس جدید و جوان، یک مأمور مخفی و افسر نیروهای ویژه دوباره متحد میشوند تا با نفوذ به این شبکه تبهکاری، آن را برای همیشه نابود کنند.
خلاصه داستان: داستان دو بازیگر و دوست صمیمی که رسانهها همواره سعی در رقیب جلوه دادن آنها دارند، اما دوستیشان پایدار میماند؛ تا اینکه یکی از آنها تصمیم به ازدواج با مرد موردعلاقه دیگری میگیرد. این تصمیم، بذر کینه را میان آنها میکارد و خوراک رسانههای شایعهساز را برای یک جنگ تمامعیار فراهم میکند.
خلاصه داستان: داستان این سریال در مورد گروهی از جوانان مشتاق کوهنوردی میباشد که در طول مسیر زندگی با ترس های خود آشنا و در مسیری الهام بخش قدم برمیدارند…
خلاصه داستان: وقتی امپراتور بیکفایت وظایف خود را رها کرده و به شکار شبانه روباهها میپردازد، خشم قبیله روباها برانگیخته میشود. برای انتقام و نابودی او، دو خواهر زیبا از این قبیله با هویتی پنهان وارد قصر امپراتوری میشوند تا نقشه ترور او را عملی کنند.
خلاصه داستان: در مسابقه هیجانانگیز «نبرد سرنوشتها»، چهل و نه استاد برتر طالعبینی در رقابتی تاریک و واقعی مقابل هم قرار میگیرند. آنها باید با انجام ماموریتهای چالشبرانگیز و پیشبینی آینده مهمانان، مهارتهای خود را محک زده و برای تسلط بر سرنوشت بجنگند.
خلاصه داستان: برنامه ای سرگرمی رقابتی با محوریت شیرینی و دسرجات که کلی قناد مشهور از کره و سراسر جهان دور هم جمع شدن تا باهم سر عنوان قهرمانی رقابت کنن
خلاصه داستان: هنر در عشق یک درام مدرن با جورج هو و Kan Qing است که به عنوان پیشرو در نظر گرفته میشود. جورج نقش یک هنرمند ایده آلیست را بازی میکند که درونگرا، حساس و سرد است.
خلاصه داستان: شی شیانگ با پنهان کردن هویت زنانه خود، به جای برادرش وارد آکادمی نظامی آرسنال میشود و در میان آموزشهای سخت، دوستی عمیقی با دو همکلاسیاش شکل میدهد. او باید برای اثبات خود و حفظ رازش بجنگد، اما با حمله ارتش ژاپن، این رفقای صمیمی وارد نبردی بزرگتر برای بقا و میهنپرستی میشوند.
خلاصه داستان: یه داستان کمدی راجب یه ساندا کار به اسم «گو شیاو من» و «جو آن» دانش اموز با استعداد مدرسه اس که به هم علاقه مند میشند. دانش اموز سال سوم مدرسه «گو شیاو من» به زودی فارغ التحصیل میشه. برخلاف بیشتر دخترا اون یه سانداکاره که در مبارزاتش موفقه اما توجهی به مدرسه نداره با این وجود میخواد در کنار کسی که بهش علاقه منده یعنی «جو آن» باشه بهمین خاطر میخواد همون تلاشی که در ریگ ورزش میکنه در مدرسه بکار ببره. تلاش زیادش و کمک «جو آن» به عنوان معلم خصوصی باعث میشه جفتشون وارد دانشگاه بشن به این ترتیب داستان علاقه ی شیرینشون در دانشگاه هم ادامه پیدا میکنه.