خلاصه داستان: درباره یه خاستگار باهوش و دمدمی مزاج و یه جاودانه هزار سالست که از بهشت فرود اومده و باید تجربه زیادی در کنترل امور فانیان تحت مراقبت خود داشته باشه و جای نامزدشو میگیره با همکاری یکدیگه برای رسیدن به یه هدف مشترک، کم کم میفهمن که بهم حس دارن و احساسات همو درک میکنن، اما واقعاً یک انسان و یک جاودانه می تونن سرنوشت هم باشن؟
خلاصه داستان: داستان مردی به نام هه جو که حاصل یک رابطه خارج از ازدواج بوده. و هیچکس او را دوست ندارد، زیرا حتی خودش هم نمیداند پدر واقعیاش کیست. او به دلیل نداشتن خانواده، زندگی سرگردان و بدون هدفی دارد. روزی هه جو تصمیم میگیرد تا پدرش را پیدا کند و در این مسیر، جو جه می، نامزد سابقش، با او همراه میشود…
خلاصه داستان: بعد از اتمام جنگ بین دو کشور سو و نینگ ، قرار ازدواجی اجباری بین شاهدخت نینگ و پسر ژنرال ارتش سو گذاشته میشه درصورتی که پسر ژنرال سو عاشق دختر دیگری است و این دو در تلاش برای لغو ازدواج اجباری هستند که در شب عروسی حادثه ی عجیب و مرموزی رخ میدهد
خلاصه داستان: داستان درمورد یه مربی مذاکره است که برای پرورش روحیه انتقادی به وزارت آموزش میره ولی خیلی زود معلوم میشه سیاست اصلی وزارت خونه برخلاف چیزی که تصورش رو داشت حفظ ماهیت قدیمی با چهره جدیده و وقتی به دبیرستانی تبعید میشه تا حافظ منافع وزارت خونه باشه عده ای از دانش آموزا رو دور هم جمع میکنه تا نظام آموزشی رو اصلاح کنن
خلاصه داستان: داستان درمورد هفت سوراخه که ناگهان تو جاهای مختلف ژاپن ظاهر میشن و مردم رو گیج میکنن وکلی هم تحقیق درموردشون انجام میشه اما چیز زیادی دستگیر کسی نمیشه و کم کم همه به وجود این سوراخ ها عادت میکنن و هرکس هم وارد سوراخی میشه دیگه برنمیگرده تا اینکه مردی به اسم اوزاوا خودش رو ستایشگر سوراخ معرفی میکنه و میگه رستگاری تو سوراخ هاست درنتیجه هفت نفر از پیروانش تو به مرکز تفریحی جمع میشن و طبق قوانین اوزاوا تصمیم میگیرن وارد سوراخی ها بشن اما قبل از این کار باید هدفشون از ورود به سوراخ رو به صورت پیام ضبط کنن