خلاصه داستان: در دوران پرآشوب شورش دایو، ژنرال بیرحم ارتش شمال برای پیشبرد نقشههای پنهان خود، با دختر باهوش وزیر دربار ازدواجی مصلحتی میکند. این رابطه که با فریب و بازی قدرت آغاز شده، به مرور زمان به عشقی عمیق و همپیمانیِ واقعی در برابر دشمنان در یک بازی مرگبار تبدیل میشود.
خلاصه داستان: دختری امروزی به شکلی ناگهانی وارد دنیای یک رمان میشود و برای بقا، با پادشاهی که ده سال هویت واقعیاش را پنهان کرده متحد میشود. آنها در میان توطئههای سیاسی و دشمنان بیرحم، باید با پیشگویی شومی مقابله کنند که میگوید تنها یکی از آن دو زنده خواهد ماند تا دنیای جدید را ببیند.
خلاصه داستان: ژائو، دختری که مقدر شده در آینده به یک جادوگر تبدیل شود، مجبور به پیوستن به فرقه «چینگکوئه» میشود. او در آنجا با چانگ نینگ، تنها بازمانده گوشهگیر یک خاندان قتلعامشده آشنا میشود و با وجود قوانین سختگیرانه فرقه، رابطهای عمیق میانشان شکل میگیرد. اما با فاش شدن اسرار تاریک و بالا گرفتن جنگ میان خیر و شر، هویت واقعی پسرک نیز برملا میشود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۳، زنی جسور که به عنوان یک «بردهی شرکتی» شناخته میشود، بیپروا به دنیای پرهیاهوی تجارت قدم میگذارد. او از صفر شروع میکند و با عبور از شایعات و سختیها، مسیر موفقیت خود را میسازد تا نشان دهد چگونه میتوان در اوج بحرانها رشد کرد و دوام آورد.
خلاصه داستان: چینگ در سال آخر دبیرستان به دلیل یک بحران خانوادگی ناچار به زادگاهش بازمیگردد و در آنجا با شینگ، دانشآموزی دردسرساز، آشنا میشود. او تصمیم میگیرد به شینگ برای بازگشت به تحصیل کمک کند، اما این مسیر به عشقی عمیق میان آنها ختم میشود؛ عشقی که با رفتن چینگ به پکن فاصله میگیرد و سالها بعد دوباره در مسیر سرنوشت قرار میگیرد.
خلاصه داستان: چو ژائو، دختر سرکش یک ژنرال، برای تغییر سرنوشت خود از پذیرش بازیهای قدرت امتناع کرده و قدم به میدان پرآشوب سیاست میگذارد. همراهی او با شیه یان لای، پسر نامشروع یک خاندان بزرگ، مسیر زندگی هر دو را دگرگون کرده و این سرباز ساده را به ژنرالی مقتدر برای مهار دشمنان تبدیل میکند.
خلاصه داستان: یک خواننده معروف پس از بازیگری ناموفق و مواجهه با انتقادهای شدید، تصمیم میگیرد برای اثبات خود وارد دنیای سخت تئاتر موزیکال شود. او زیر نظر یک کارگردان سختگیر تلاش میکند تا تصویر کلیشهای خود را رها کند و استعداد واقعیاش را نشان دهد، اما در این مسیر پر چالش، عشقی غیرمنتظره نیز در انتظار اوست.
خلاصه داستان: روان یو، رماننویس جوانی که متهم به سرقت ادبی شده، برای حل پروندهاش به سراغ یک وکیل مالکیت فکری میرود که از قضا کراش دوران دبیرستان و الهامبخش قهرمان رمان اوست. این همکاری غیرمنتظره، احساسات قدیمی و خاموششدهی آنها را دوباره بیدار کرده و شانس دومی برای یک عشق به تعویق افتاده رقم میزند.