خلاصه داستان: یک خانواده فقیر ترکی به امید دستیابی به زندگی بهتر، دارایی خود را فروخته و دست به مهاجرتی غیرقانونی به سمت سوئیس میزنند. اما عبور دشوار و طاقتفرسا از کوهستانهای سرد و پربرف آلپ، آنها را با خطرات مرگبار و آزمونی سخت برای بقا روبهرو میکند.
خلاصه داستان: هنری میلر، رماننویس پرشور، در دهه ۱۹۳۰ به پاریس مهاجرت میکند تا هویت واقعی خود را به عنوان یک نویسنده جدی کشف کند. او در میان ماجراجوییهای شبانه شهر و همراهی با دوستش آلفرد، درگیر رابطهای عاشقانه با زنی به نام نیس میشود و در مسیر شناخت زندگی و هنر گام برمیدارد.
خلاصه داستان: یک زمین دار حریص و برادرزاده عقب مانده اش توطئه می کنند تا تنها منبع آب یک ملک مجاور را مسدود کنند تا مالک را ورشکست کنند و او را مجبور به فروش کنند.
خلاصه داستان: زنی بسیار ثروتمند پس از سالها دوری به زادگاه فقیر خود بازمیگردد و پیشنهادی وسوسهانگیز اما تکاندهنده به اهالی میدهد؛ او در ازای ثروتی هنگفت از مردم دهکده میخواهد مردی را که سالها پیش به او خیانت کرده و رهایش کرده بود، به قتل برسانند.
خلاصه داستان: یک اشرافزاده پس از سقوط از اسب، بیست سال تمام در قلعهای زندگی میکند و خود را امپراتور مقدس روم، هنری چهارم میپندارد. اطرافیانش سالها توهم او را تغذیه میکنند تا اینکه ورود یک روانپزشک با نقشهای پیچیده، مرز باریک میان جنون و واقعیت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: آملیا و پیپو، دو رقصنده سابق که به تقلید از جینجر روجرز و فرد آستایر معروف بودند، پس از سالها بازنشستگی برای یک اجرای ویژه در برنامهای تلویزیونی گرد هم میآیند. آنها در میان شلوغی و آشوب رسانههای مدرن، تلاش میکنند نوستالژی و شکوه هنر گذشته خود را دوباره زنده کنند.
خلاصه داستان: یک بالرین جوان آمریکایی وارد یک آکادمی معتبر باله در مجارستان میشود و به سرعت مجذوب و غرق در دنیای نمایش «دریاچه قو» چایکوفسکی میگردد. این هنرنمایی روح و شخصیت او را دستخوش تغییراتی عمیق میکند، در حالی که جوانی عاشق در این مسیر پرفراز و نشیب همراه اوست.
خلاصه داستان: دو دانشجوی دختر بلیط رایگانی برای یک سینمای مرموز در برلین دریافت میکنند. با لمس یک ماسک عجیب، تماشاگران یکی پس از دیگری به هیولاهایی خونخوار تبدیل شده و در سالن محبوس میشوند؛ در حالی که اتفاقات روی پرده فیلم، دقیقاً وحشت جاری در سینما را بازآفرینی میکند.
خلاصه داستان: کارگردان سرکشی به نام ادی برای ساخت فیلم جدیدش به هالیوود میرود، اما رفتارهای افراطی و رابطه پنهانیاش با بازیگر نقش اول، مرز میان واقعیت و داستان را از بین میبرد. با غرق شدن او در این بازی خطرناک، زندگی شخصی و حرفهایاش به سوی فروپاشی و فاجعهای تلخ پیش میرود.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک در کلمبیا، برادران دوقلوی ویکاریو تصمیم میگیرند سانتیاگو نصار را به خاطر بازگرداندن آبروی خانوادگی به قتل برسانند. با وجود اینکه تقریباً تمام اهالی شهر از این نقشه شوم باخبر هستند، هیچکس مانع آن نمیشود و جنایتی از پیش اعلامشده رقم میخورد.