خلاصه داستان: در روستایی ماهیگیری در سیسیل، نْتونی خانوادهاش را قانع میکند خانه را در رهن بگذارند و با خرید قایق، از سلطهٔ عمدهفروشان رها شوند؛ اما طوفانی ویرانگر و فشار فقر، رؤیای استقلالشان را به مبارزهای تلخ برای بقا بدل میکند.
خلاصه داستان: در روستایی ساحلی، عکاسی دوربینی جادویی از غریبهای مرموز میگیرد که با عکسگرفتن از تصویر هرکس، میتواند او را از میان بردارد. او ابتدا سراغ آدمهای فاسد میرود، اما کمکم قدرت تازهاش او را با پرسشی دشوار دربارهٔ نیکی و بدی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: در جزیرهای کورسیکایی، پزشکی دلسوز که از تهیدستان حمایت میکند، پس از کشتهشدن کارفرمای ستمگر به یک کارگر فراری پناه میدهد؛ تصمیمی که او را در برابر پلیس و نظم حاکم قرار میدهد.
خلاصه داستان: مری، زن آمریکایی متأهلی که در سفر به رم دلباخته جووانی شده، میکوشد رابطهشان را پایان دهد و با قطار به پاریس برود. در ایستگاه ترمینی، دیدار دوباره و گفتوگویی سرنوشتساز او را میان عشق تازه و زندگی خانوادگیاش مردد میکند.
خلاصه داستان: قاضی جوانی به روستایی در سیسیل میرسد که زیر سلطه مافیا و سران فاسد گرفتار است. او با پایبندی به قانون میکوشد نظم و عدالت را برقرار کند، اما مقاومت قدرتمندان راه را برایش دشوار میسازد.
خلاصه داستان: در شهری ساحلی در ایتالیا، پنج دوست جوان روزگار را با خوشگذرانی و خیالپردازی میگذرانند و از پذیرفتن مسئولیتهای بزرگسالی میگریزند. وقتی ازدواج ناخواستهٔ فائوستو و پدرشدنش زندگی گروه را بههم میریزد، هرکدام با رؤیاها و بنبستهای خود روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: در پی دیدار پاریس، شاهزادهٔ تروایی، و هلن، همسر پادشاه اسپارت، عشقی ممنوعه شکوفا میشود. فرار آنها به تروآ جرقهٔ جنگی خونین میان یونانیان و ترواییان را میزند؛ جنگی که سرنوشت دو ملت را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: نیکولِ نوجوان دلباختهٔ دیوید جذاب و مرموز میشود، اما عشق رؤیاییاش بهتدریج رنگ وسواس و خشونت میگیرد. وقتی دیوید خانوادهٔ او را تهدید میکند، نیکول باید برای نجات خود و عزیزانش بجنگد.
خلاصه داستان: کیم تاکگو، پسر نامشروع وارث یک امپراتوری نانوایی، پس از جدایی از مادرش با دشواریهای بسیاری روبهرو میشود. او با پشتکار و عشق به نانوایی میکوشد بر رقابت خانوادگی و موانع زندگی غلبه کند و به رؤیای نانوا شدن برسد.
خلاصه داستان: فرانچسکا و والتر، دو خلافکار فراری، میان کارگران شالیزارهای شمال ایتالیا پنهان میشوند؛ اما نقشهٔ سرقت والتر، دوستی فرانچسکا با سیلوانا و ورود سربازی به ماجرا، رشتهای از عشق، خیانت و جنایت رقم میزند.