خلاصه داستان: پسری به نام جیکوب که در کودکی مادرش را بر اثر تصادف از دست داده، توسط پدرش دانشمند علوم کامپیوتر بزرگ شده است. سالها بعد، جیکوب به عنوان یک نویسنده با مشکلات روحی ناشی از گذشته دست و پنجه نرم میکند و در این میان با دختر جوانی به نام کیتی آشنا میشود که او نیز با مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم میکند. رابطه این دو کمکم به یک دوستی عمیق و عاشقانه تبدیل میشود که هر دو را به سوی التیام زخمهای گذشته و یافتن امید به آینده سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «فانتوزی» داستان مردی ساده و درمانده به نام اولیس فانتوزی را روایت میکند که در یک شرکت بزرگ کار میکند و همیشه قربانی محیط کار و اجتماع خود میشود. او در این قسمت به همراه همکارش کالبونی به یک کلوپ گلف دعوت میشوند، اما حضور در این محیط لاکچری و برخورد با مدیران و افراد پولدار، باعث رقم خوردن ماجراهای خندهدار و در عین حال تلخی برای آنها میشود که فانتوزی را بیش از پیش در معرض تحقیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم بلژیکی «نوازنده سابق» (Ex Drummer) در سال 2007، داستان یک نویسنده جوان به نام داریو را روایت میکند که برای تحقیق درباره یک گروه پانک-راک معلول به نام «The Gaps» به یک شهرک ساحلی در بلژیک سفر میکند. داریو با سه عضو ناتوان گروه (یک دوچرخهسوار، یک نابینا و یک فرد فلج مغزی) آشنا میشود و به زودی درگیر زندگی آشفته، خشونت و هرجومرج آنها میشود. او که خود را یک نوازنده سابق معرفی میکند، به گروه میپیوندد و در حالی که تلاش میکند داستان خود را بنویسد، به تدریج در این دنیای پر از خشونت و بیقانونی غرق میشود و مرز بین واقعیت و داستان برایش محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی الکترا (Electra) محصول سال 2005، داستان زنی به نام الکترا را روایت میکند که پس از ترک گروه قاتلان، با چالشهای جدیدی روبرو میشود. او برای محافظت از یک پدر و دختر در برابر یک تهدید مرگبار، مجبور به رویارویی با گذشتهی خود و استفاده از مهارتهای رزمیاش میشود. این فیلم با تمرکز بر شخصیتپردازی قهرمان زن، داستانی اکشن و هیجانانگیز را در دنیای مارول ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در حضور دلقک، داستان یک خانواده سلطنتی را روایت میکند که در سال ۱۹۲۵ در اتریش، در آستانه سقوط امپراتوری، درگیر یک تراژدی شخصی و سیاسی میشوند. این فیلم که بر اساس نمایشنامهای از آرتور اشنیتسلر نوشته شده، به بررسی روابط پیچیده، خیانتها و ناپایداری قدرت در بحبوحه تغییرات تاریخی میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۲، پروفسور بازنشستهای به نام «پروفسور» که از تنهايی رنج میبرد، به آپارتمانی در رم نقل مکان میکند. او به زودی با گروهی از افراد عجیب و غریب از جمله یک پروستیتوته به نام «چیچی»، یک دوستپسر جوان به نام «لئو»، و یک زن جوان به نام «والری» آشنا میشود. این افراد که به دنبال پناهگاهی برای خود هستند، به تدریج آپارتمان پروفسور را اشغال میکنند و زندگی او را برای همیشه تغییر میدهند. فيلم «مکالمه» (Conversation Piece) به کارگردانی لینو ویسکونتی، داستانی عمیق از تنهایی، ارتباطات انسانی و تضادهای طبقاتی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «شیطان کوچک» (The Little Devil) داستان پسری نوجوان به نام «مایکل» را روایت میکند که در سال ۱۹۹۳ در حومه شهر زندگی میکند. او بهطور اتفاقی با یک شیطان کوچک و بازیگوش به نام «بیلی» آشنا میکند که از دنیای دیگر آمده است. این دوستی غیرمنتظره، مایکل را وارد ماجراهای عجیب و خندهداری میکند که در آن باید بین دوستی با یک شیطان و زندگی عادی خود تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، «هیچ جا مثل خانه نیست» داستان مردی جوان به نام دیوید را روایت میکند که پس از سالها دوری، برای فروش خانه پدری به زادگاهش بازمیکردد. اما این بازگشت خاطرات گذشته را زنده میکند و او را با حقایق تلخ و ناگفتههای خانوادگی روبرو میسازد. دیوید در مییابد که خانه تنها یک سازه نیست، بلکه گنجینهای از عشق، از دست دادن و بخشش است و در نهایت درمییابد که هیچ جا مثل خانه نیست.
خلاصه داستان: پل فرهنا و روبر ساکاردی، دو گانگستر جوان و جاهطلب، در مارسی دهه ۱۹۳۰ با هم آشنا میشوند و به سرعت تبدیل به دوستان صمیمی و شرکای کاری میگردند. آنها با هم متحد شده و با استفاده از زور، خوشتیپی و جذابیت ذاتی خود، به سرعت در دنیای زیرزمینی شهر پیشرفت میکنند و کنترل کسبوکارهای غیرقانونی را به دست میگیرند. این دوستی عمیق و همکاری موفق آنها باعث میشود تا به اوج قدرت برسند و تمام رقبای خود را از سر راه بردارند. اما در این دنیای خشن و پر از خیانت، وفاداری و دوستی دائماً تحت آزمایش قرار میگیرد و دیر یا زود باید بهای موفقیت خود را بپردازند. این فیلم جنایی کلاسیک محصول سال ۱۹۷۰ به کارگردانی ژاک دری است و آلن دلون و ژان پل بلموندو، دو ستاره بزرگ سینمای فرانسه، در نقشهای اصلی درخشش دارند.
خلاصه داستان: فیلمی حماسی و خشن محصول سال ۱۹۷۸ ایتالیا به کارگردانی لوکاویچ با بازیگری درخشان جیان ماریا ولونته، مارچلو ماسترویانی و سوفیا لورن. داستان در سیسیلِ دهه ۱۹۲۰ میگذرد و حول محور انتقام خونینی میچرخد که پس از قتل یک کارگر سوسیالیست توسط یک مافیا شکل میگیرد. وکیلی ایدهآلیست به نام لیوپاردی (با بازی ولونته) برای گرفتن انتقام خون دوستش، وارد مبارزهای بیامان با خانواده جنایتکار میشود و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار نمیکند. این فیلم با بهرهگیری از بازی قدرتمند بازیگرانش و فضاسازی غنی، تصویری تیره و خشن از عدالت شخصی و فساد را به تصویر میکشد.