خلاصه داستان: "دختر لاکر سکهای" داستان ایل یونگ رو روایت میکنه، یه نوزاد که سال ۱۹۹۶ توی یه لاکر سکهای توی ایستگاه قطار سئول غربی پیدا میشه. یه گدا اونو برمیداره و اسمش رو ایل یونگ میذاره، ولی وقتی ۱۰ سالش میشه، یه کارآگاه فاسد اونو به زنی که فقط "مادر" صداش میکنن میفروشه. مادر، رئیس یه باند وامخواری و قاچاق اعضای بدن توی چایناتاون اینچئونه، ایل یونگ رو بزرگ میکنه تا یه مأمور وفادار بشه. اما وقتی ایل یونگ با یه زندگی معمولیتر آشنا میشه، وفاداریش به مادر کم میشه و یه جنگ خونین شروع میشه.
خلاصه داستان: "قهوه، لطفاً" داستان لی سول بی رو روایت میکنه، یه دختر چاق و مهربون که دستیار یه نویسنده وبتونه. اون عاشق قهوههای یه کافیشاپ خاصه که صاحبش، ایم هیون وو، یه باریستای خوشتیپه. یه روز، سول بی یه قهوه جادویی میخوره و به یه دختر زیبا تبدیل میشه! حالا با این ظاهر جدید، دنبال عشق و اعتماد به نفس میگرده، اما نمیدونه این تغییر چقدر دووم داره.
خلاصه داستان: "نزدیکتر به بهشت" داستان لی جی سو رو روایت میکنه، یه مدیر مراسم تدفین که دو بار طلاق گرفته و با مرگ و از دست دادن غریبه نیست. اون با دوست قدیمیش، بک جونگ وو، که از جوونی با بیماری لاعلاج لو گهریگ دستوپنجه نرم میکنه، دوباره روبهرو میشه. این دو عاشق هم میشن و ازدواج میکنن، اما وقتی علائم جونگ وو بدتر میشه، جی سو فقط میخواد کنارش بمونه و به یه معجزه امیدوار باشه.
خلاصه داستان: "کلیک کن روی قلبم" داستان مین آه رو روایت میکنه، یه دختر دبیرستانی شاد اما دستوپاچلفتی که بهخاطر بدشانسیهاش توی مدرسه منزوی شده. چهار پسر متفاوت—رو وون، یه pitcher بیسبال معروف؛ دا وون، یه دوست قدیمی و باهوش؛ جو هو، یه خلافکار با قلب مهربون؛ و چا نی، یه رقصنده گروه موسیقی—بهش علاقهمند میشن. این سریال یه ماجراجویی تعاملیه که بینندهها میتونن پایانش رو با انتخابشون مشخص کنن.
خلاصه داستان: "تمیزکاری" داستان سه زن رو روایت میکنه—ئو یونگ می، آن این کیونگ و ماeng سو جا—که توی یه شرکت نظافت کار میکنن و زندگی سختی دارن. وقتی بهطور اتفاقی حرفای یه معامله غیرقانونی توی بازار سهام رو میشنون، تصمیم میگیرن با اطلاعات داخلی که پیدا کردن، سرنوشتشون رو عوض کنن. این سریال پر از هیجان، طنز و ماجراهای غیرمنتظرهست که نشون میده این سه تا کجا پیش میرن.
خلاصه داستان: "حالا با اشتیاق تمیز کن" داستان جانگ سون گیول رو روایت میکنه، یه مدیر خوشتیپ شرکت نظافت که وسواس تمیزی داره و از میکروبا متنفره. اون با گیل اوه سول، یه دختر شلخته و پرانرژی که دنبال کار میگرده، روبهرو میشه. اوه سول توی شرکتش استخدام میشه و این دو که مثل آب و آتیشن، کمکم به هم نزدیک میشن و با عشق و خنده، دنیای همدیگه رو عوض میکنن.
خلاصه داستان: "کلاس دروغها" داستان کی مو هیوک رو روایت میکنه، یه وکیل موفق که بعد از یه اشتباه توی یه پرونده، شهرتش نابود میشه. برای برگردوندن آبروی از دسترفتهش، بهعنوان معلم موقت توی یه دبیرستان نخبهها که به اون پرونده ربط داره، مشغول میشه. اونجا با دانشآموزای مرموز و یه قتل پیچیده روبهرو میشه و باید رازهای پنهان مدرسه رو باز کنه.
خلاصه داستان: "دایره کفاره" داستان لی سانگ وون رو روایت میکنه، یه کارآگاه که ۱۰ سال پیش روی یه پرونده قتل کار میکرد. حالا که دخترش جونگ هیون با معلمش چول وونگ رابطه داره، سانگ وون متوجه میشه این معلم به همون قتل قدیمی ربط داره. این فیلم با پیچشهای عاطفی و رازهای پنهان، گذشته و حال رو به هم گره میزنه.
خلاصه داستان: "خیابان سینما" داستان سونهوا رو روایت میکنه، یه مدیر لوکیشن توی بوسان که عاشق کارش و شهرشه. یه روز به یه پروژه جدید ملحق میشه و با دو یونگ، کارگردان پروژه و دوستپسر سابقش که برای دنبال کردن رویاهاش به سئول رفته بود، روبهرو میشه. اونا که قبلاً عاشق هم بودن، حالا باید بهعنوان همکار کنار هم کار کنن، اما گذشتهشون و احساسات قدیمیشون همهچیز رو پیچیده میکنه.
خلاصه داستان: "سیندرلا و چهار شوالیه" داستان اون ها وون رو روایت میکنه، یه دختر شاد و سختکوش که آرزو داره معلم بشه، اما بعد از مرگ مادرش با نامادری و خواهرناتنیش زندگی سختی داره. اون با یه پیرمرد ثروتمند آشنا میشه که بهش پیشنهاد میده توی عمارتش با سه نوه خوشتیپش—کانگ جی وون، هیون مین و سو وو—و یه بادیگارد مرموز، کانگ سونگ یون، زندگی کنه تا اونا رو آدم کنه. این ماجرا به یه داستان عاشقانه و کمدی پر از پیچش تبدیل میشه.