خلاصه داستان: ستاره برتر کره “هان جون اوه” حین شرکت در یک تیزر تبلیغاتی دچار سانحه می شود. اما “کانگ یونگ هوا” او را نجات می دهد. زمانی که “هان جون اوه” از خواب بیدار می شود، بدنش توسط روح انتقام جوی “دو ها” تسخیر می شود. “دو ها” یک نجیب زاده در سلسله شیلا بوده که توسط همسرش “هان ری تا” کشته شد…
خلاصه داستان: این سریال داستان زندگینامه اولین خواننده سوپرانو کره یون سیم دوک و همینطور نمایشنامه نویس نابغه کیم وو جین در زمان اشغال کره توسط ژاپن است. این دراما بر اساس واقعیت و برگرفته از فیلم سینمایی با همین اسم ساخته شده است…
خلاصه داستان: هان دو جین افسر پلیس در ایستگاه پلیس رودخانه هان است. او آدمی بداخلاق و در عین حال با انصاف است. همکار او لی چون سوک، شخصیتی کاملاً متضاد با هان دو جین دارد. دو نا هی و کیم جی سو نیز در ایستگاه پلیس کار می کنند. افسران آنجا برای محافظت از شهروندانی که برای لذت بردن از رودخانه هان و مناطق اطراف آن می آیند و جنایاتی که در آنجا اتفاق می افتد، کار می کنند…
خلاصه داستان: دانش آموز دبیرستانی، سوهی، در یک مرکز تماس تلفنی به صورت کارآموزی شروع به کار میکند؛ اما فشارهای شرکت باعث مرگ او می شود. کارآگاه اوه یو جین مسئول پرونده مشکوک او می شود…
خلاصه داستان: سونگ دوک می (پارک مین یونگ) در یه گالری هنری کار میکنه و همچنین فن (طرفدار) گروه آیدلی به اسم شیانه؛ او حتی یه سایت طرفداری هم برای گروه محبوبش به طور مخفیانه درست کرده! از طرفی رایان گلد (کیم جه ووک) که قبلا نقاش معروفی بوده رئیس جدید دوک می میشه. رایان که علاقه چندانی به روابط اجتماعی نداره متوجه راز دوک می و فن سایتش میشه و خودش تبدیل به فن دوک می میشه…
خلاصه داستان: هان یی جو توسط هان جین وونگ و لی جونگ هه به سرپرستی گرفته شد. با این حال، پدر و مادر و خواهر کوچکترش هان یو را دوستش ندارند. او همیشه از خانواده اش جدا بود. اکنون هان یی جو با جونگ سه هیوک ازدواج کرده است. او متوجه می شود که شوهرش دوستش ندارد و به خواهرش علاقه دارد. در همان روز هان یی جو تصادف می کند و می میرد. وقتی از خواب بیدار می شود، خودش را در زمان نامزدی می بیند. او برای تغییر سرنوشت و انتقام گرفتن از خانواده اش، نامزدی خود را با جونگ سه هیوک قطع می کند و …
خلاصه داستان: کیم میونگ جون به شدت به پول نیاز دارد تا هزینه عمل دختر بیمارش را بپردازد. همسر سابق او پیشنهاد می کند چوی رو هی 11 ساله را که پدر و مادر ثروتمندی دارد، بدزدد. در روز آدم ربایی، کیم میونگ جون در نزدیکی خانه چوی رو هی رانندگی می کند، اما به طور تصادفی با ماشینش به شخصی برخورد می کند. فردی که با او تصادف کرده، چوی رو هی است که اکنون حافظه خود را نیز از دست داده…