خلاصه داستان: روح زندانیِ سالها پیش بازمیگردد تا از فرماندار تازهمنصوبشدهٔ زندان انتقام بگیرد؛ اما گذشتهٔ تاریک این مکان، زندانیان و نگهبانان را نیز در کابوسی مرگبار گرفتار میکند.
خلاصه داستان: پیانیست جوانی پس از نابینا شدن در یک حادثه نظامی، در تلخی و انزوا فرو میرود. آشناییاش با اینگرید، خدمتکاری مهربان، جرقهای از امید و عشق میافروزد و او را به یافتن راهی تازه برای زندگی و موسیقی سوق میدهد.
خلاصه داستان: در آیندهای که انسانها در کنار رباتهای پیشرفته زندگی میکنند، مهندس رباتیک الکس برای ساخت رباتی کودکنما به زادگاهش بازمیگردد. آشنایی با اوا، دختری باهوش و مرموز، او را به رازهایی درباره خانواده و مرز میان انسان و ماشین میرساند.
خلاصه داستان: دیوید و ماریان پس از پانزده سال زندگی مشترک، زیر سایه خیانت و فاصله عاطفی به مرز جدایی میرسند. دیداری اتفاقی در قطار، آنها را به مرور گذشته و بازشناختن عشقشان وامیدارد.
خلاصه داستان: ورا، پناهندهای که از سرزمینی دیکتاتوری گریخته، در کشور تازهاش میکوشد زندگی آرامی بسازد؛ اما بازگشت همسرِ مأمور مخفیاش، او را میان رازهای خطرناک و مبارزه برای نجات پناهجویان گرفتار میکند.
خلاصه داستان: در شبی پرآشوب در عمارتی ایرلندی، دختر اشرافزادهای به نام جولی به جان، پیشخدمت پدرش، دل میبندد و میانشان رابطهای ممنوعه شکل میگیرد. کشمکش میان عشق، قدرت و فاصلهٔ طبقاتی، سرنوشت هر سه ساکن عمارت را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: خبرنگاری محلی که پیگیر پروندهای از تجاوزهای زنجیرهای است، با قربانیای روبهرو میشود که حاضر به همکاری نیست؛ اما تلاش برای فهمیدن حقیقت، او را بهتدریج در دل تحقیق و خطری پیشبینیناپذیر فرو میبرد.
خلاصه داستان: در آیندهای که قدرتهای جهان برای جلوگیری از جنگ، اختلافهایشان را با نبردهای مرگبارِ تلویزیونی میان سربازان حل میکنند، گروهی از شرکتکنندگان و یک معترض میکوشند از دل بازی، نظام حاکم را به چالش بکشند.
خلاصه داستان: پس از تصادفی که همسرش را لال میکند، نویسندهای به جزیرهای دورافتاده میرود و از ساکنان آن برای رمان علمیتخیلیاش شخصیت میسازد. اما خیالهای داستانیاش کمکم با واقعیت درهم میآمیزند و زندگی اطرافیانش را به بازی عجیبی بدل میکنند.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ داخلی، زوجی از موسیقیدانان که به جزیرهای دورافتاده پناه بردهاند، ناچار با رسیدن جنگ روبهرو میشوند؛ خشونت و ترس، زندگی و رابطهشان را از هم میپاشد.